فضائل الشهدا

قرارگاه سایبری سردار شهید ابوالفضل صادقی
لبیک یا حسین
فضائل الشهدا

هوالجمیل
دوستان سلام - خوش آمدید، و بعد: آنچه در این وبلاگ آمده و می‌آید تلاشی برای گردآوری خاطرات انقلاب و دفاع مقدس بویژه در شهر باستانی و مذهبی زرقان فارس است. در این راستا بارها فراخوان داده‌ایم و مراتب را از طریق نشریه محلی، پوستر و آگهی در مساجد، تریبون‌های مختلف در مجالس مذهبی، اردوهای آموزشی بسیجیان و ایثارگران، اینترنت، پیامک و تلفن و دعوتهای حضوری اعلام کرده‌ایم و از تمام مردم عزیز و ایثارگران گرانقدر زرقان خواسته‌ایم که هرگونه اطلاع و خاطره‌ای درباره شهدا و رزمندگان دفاع مقدس (ارتشی، سپاهی، جهادگر، بسیجی، و نیروهای تدارکاتی و تبلیغاتی پشت جبهه) دارند در اختیارمان بگذارند یا از طریق ایمیل hodhodzar@gmail.com و یا تلفن 09176112253 به ما اطلاع دهند تا ترتیب مصاحبه با آنها بدهیم. در همین رابطه تعدادی از عزیزان دعوت ما را اجابت کرده‌اند که مصاحبه‌های آنها را پس از پیاده سازی و نگارش و ویرایش در اینترنت گذاشته‌ایم. البته هنوز مصاحبه‌های زیادی در نوبتند که به یاری خداوند و استمداد از روح پر فتوح شهدا امیدواریم به نحو احسن و در اسرع وقت نسبت به آماده سازی آنها نیز اقدام کنیم. مجدداً از تمام عزیزان و همشهریان گرامی استدعا داریم برای ثبت خاطراتشان با ما تماس بگیرند تا هماهنگی‌های لازم برای مصاحبه با آنها به عمل آید.
از اینکه نظر شریفتان را از ما دریغ نمی کنید صمیمانه سپاسگزاریم.
والسلام
محمد حسین صادقی، زرقان فارس 00989176112253
Hodhodzar@gmail.com

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

هوالجمیل

شهدا الگوهای آینده و آیندگانند

ما شرقی‌ها اسطوره‌سازانی قوی هستیم و شاید به همین خاطر است که همیشه در «گذشته» زندگی می‌کنیم، گذشته‌ای که در قلمرو اسطوره‌هاست در حالیکه خود اسطوره‌ها همیشه در «آینده» زندگی می‌کنند و بزرگترین اشکال مشرق زمین با آن فرهنگ غنی، در همین راز نهفته است.  

اسطوره‌ها نماد و تجلی آرمانها، دردها، حماسه‌ها و آرزوهای دور دست یک قومند که تمام خواست‌های قلبی و باطنی آن قوم در آن اسطوره‌ها به ظهور می‌رسد. شرقی‌ها تمام نداشتن‌هایشان را با اسطوره‌ها جبران می‌کنند ولی از آنها به نحو شایسته برای زندگی خود بهره نمی‌برند.  

در دوران دفاع مقدس، اسطوره‌هائی حقیقی و واقعی در فرهنگ ما پدید آمدند که دچار همین سرنوشت شدند. یعنی کسانی پیدا شدند که با الهام از اسطوره‌های گذشته به قلب آینده تاختند و خود تبدیل به اسطوره شدند و ما را برای زیستن در آینده‌ای آفتابی دعوت کردند ولی ما بعد از آنها به گذشته برگشتیم و در بسیاری از موارد خاطره‌های آنها را نیز به دست فراموشی سپردیم.  

اکنون قریب به سی سال از پایان جنگ می‌گذرد و دیگر خانواده شهید بودن و جانباز و ایثارگر بودن هیچ افتخار و فضیلتی به حساب نمی‌آید که حتی ممکن است از نظر بعضی‌ها، جرم هم تلقی شود. بعضی‌ها می‌گویند اگر شما انقلاب نکرده بودید و به جبهه نرفته بودید ما حالا زندگی بهتری داشتیم. برخی از منتقدین، اسطوره‌های ما را اصلاً اسطوره نمی‌دانند و ما را بخاطر یادآوری نام و حماسه آنها در خفا و آشکار نکوهش می‌کنند و این مهم نیست، بلکه مهم این است که بعضی وقتها ما نیز با آنها همداستان می‌شویم و اسطوره‌هایمان را دل خاطره‌ها به خاک می‌سپاریم.  

البته مردم در انتخاب الگو آزادند و قرار نیست همه از الگوهای ما پیروی کنند. طبق همین قیاس، نباید از ما هم بخواهند که از الگوهای خود دست برداریم و از الگوهای آنها پیروی کنیم.  

می‌گویند: شهدا به این خاطر برای شما عزیزند که مرده‌اند. اگر زنده بودند اینقدر عزیز نبودند. می‌گویند: شما اینقدر که به مرده‌هایتان اهمیت می‌دهید برای زنده‌هایتان ارزش قائل نیستید. می‌گویند: شما پیرو فرهنگ مرده‌پرستی هستید و دهها حرف دیگر از این قبیل.  

این حرفها از یک لحاظ درستند و از یک لحاظ غلط. از این نکته که ما به زنده‌هایمان کمتر اهمیت می‌دهیم هیچ شکی نیست. اما شهدای ما جزو مرده‌ها نیستند که مرده پرست محسوب شویم.  

آنها طبق آیات الهی زنده‌اند و نزد پروردگارشان دارای رزق و روزی هستند و این رزق و روزی مثل غذاهای رایج ما نیست. روزی آنها استفاده از همان قدرتی است که سالار شهیدان حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) دارد ولی مشکل اینجاست که بعضی از مخالفین ما قرآن و معجزه و کرامات ائمه را قبول ندارند که بخواهند حرف ما را باور کنند. آنها اینگونه حرفها را «اساطیر الاولین» می‌دانند و این عناد و لجاجت ریشه در تاریخ بشریت دارد و مربوط به این دوره نیست. ثانیاً اگر الگوئی بهتر و کاملتر و زیباتر از شهدا پیدا کردند ما هم به مسلک آنها در می‌آئیم و الگوهایشان را می‌پذیریم، از تمام اینها گذشته، کار ما به جائی رسیده که باید در روز روشن شمع دل برافروزیم و خورشید را به شب‌زدگان که بعضی وقتها خودمان هم جزو آنهائیم، بنمایانیم و تقصیری هم نیست. فضا چنان تاریک و سرد و بورانی است که هر کسی فقط می‌تواند تا نوک بینی «خودش» را ببیند و بس.  

بعضی‌ها قرآن و اهلبیت را قبول دارند ولی می‌گویند که هیچ شباهتی بین شهدای شما و شهدای کربلا و صدر اسلام نیست. این اشکال از آنجا ناشی می‌شود که آنها معنای «شهید و شهادت» را به خوبی نشناخته‌اند و برخی از نابسامانیهای اداری و سیاسی را در قضاوت خود لحاظ می‌کنند. از نظر تمام عقلای جهان، کسی که در راه احقاق حق دین و وطن خود در مبارزه با ستمکاران و متجاوزین کشته می‌شود شهید است و در اکثر زبانها این کلمه وجود دارد. قطعاً تمام شهدا مثل هم نیستند و شهدای ما نیز با شهدای کربلا برابر نیستند ولی شباهتهای زیادی با هم دارند. آیا آن عزیزان که اینک بدهکار بعضی‌ها شده‌اند در روزگاری که وطن و ناموس و دین هدف تهاجم قرار گرفته بود نباید از حق مردم خود دفاع می‌کردند؟ آیا پاداش کسانی که بدون هیچ مزد و منتی تمام هستی خود را فدای ما کردند این است؟ هرچه هست، آنها رفتند و به هدف خود رسیدند و همانگونه که نور وجود مقدس امام حسین(ع) خاموش شدنی نیست نور وجود شهدا هم که در مدار او می‌چرخند هرگز خاموش نخواهد شد، حتی اگر واژه شهید از فرهنگنامه‌ها حذف شود.  

این حرف، یک حرف احساسی نیست، یک واقعیت معنوی و ملکوتی است و کسانی که خود خداوند خونبهای آنان است زندگان جاویدند و فهم نوع پاداش آنها در حد عقل‌های خاکی ما نیست.  

به هر حال، ما یک عمر با خاطرات شهیدانمان زیسته‌ایم و آنها را در تمام امور و احوال، حاضر و ناظر می‌دانیم و اگر این چیزها را می‌نویسیم صرفاً بخاطر تذکر دادن به خودمان است.  

و دریغا ما که با شهدا زیسته‌ایم بسیاری از فضائل و خصائل آنها را بخاطر ننوشتن و نگفتن و تذکر ندادن فراموش کرده‌ایم تا چه رسد به نسلهای جدید که هیچگونه ارتباط ظاهری با شهدا نداشته‌اند. آیا فقط یک عکس و یک سنگ مزار برای شناختن شهدا کافی است؟ آیا تمام خاطرات آن روزگاران سرخ باید فقط در یک عکس رنگ و رو رفته و یک سنگ شکسته و غبار گرفته خلاصه شود؟

باز هم ممکن است بعضی‌ها بگویند (و حتماً می‌گویند) که: آیندگان الگوهای خود را خواهند داشت و ملزم به پذیرش الگوهای ما نیستند. آری، هر کس آزاد است که الگوهایش را خودش انتخاب کند ولی همانطور که دشمنان ما دائم در پی الگوسازی و صدور الگوهایشان به کشورهای دیگر هستند ما هم حق داریم الگوهای خود را بیشتر بشناسیم و بشناسانیم تا هرکس هرچه خواست انتخاب کند. همانگونه که «سربداران» را بعد از قرنها به عنوان الگو پذیرفتیم ممکن است عده‌ای هم در قرنهای آینده الگوهای ما را بپذیرند. مگر ما از شهدای کربلا و صدر اسلام الگو نگرفتیم؟ مگر ما از آرش‌ها و رستم‌های افسانه‌ای الگو نگرفتیم. تمام الگوهای اسطوره‌ای ما، که متعلق به گذشته‌اند در آینده زندگی می‌کنند همانگونه که سربداران بعد از قرنها، در دوران ما زندگی کردند. همانگونه که آرش و آریوبرزن‌های عهد باستان در دوران ما الگو شدند شهدای ما هم یقیناً در آینده زندگی می‌کنند و برای آیندگان الگو و اسطوره خواهند شد و نکته آخر اینکه: فضیلت‌ها و ارزشهای انسانی و اخلاقی و الهی تاریخ مصرف ندارند و شهدای ما تجسم و تندیس این فضائل و ارزشها بوده‌ و هستند. اسطوره‌های ما و بخصوص شهیدان همیشه در آینده زندگی می‌کنند ولی مشکل ما این است که ساکن گذشته‌ایم و نمی‌خواهیم پابه‌پای اسطوره‌هایمان به آینده سفر کنیم و لذا محکوم به فنا و نابودی هستیم.

والسلام -  ناشر

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ 01/10/26
هیئت خادم الشهدا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی